خرید بک لینک

دیروز اگر سوخت ای دوست، غم، برگ و بار من و تو


امروز میآید از باغ، بوی بهار من و تو

آن جا در آن برزخ سرد در کوچههای غم و درد


غیر از شب آیا چه میدید چشمان تار من و تو؟

دیروز در غربت باغ من بودم و یک چمن داغ


امروز خورشید در دشت آیینهدار من و تو

غرق غباریم و غربت، با من بیا سمت باران


صد جویبار است اینجا در انتظار من و تو

این فصل فصل من و توست، فصل شکوفایی ما


برخیز با گل بخوانیم اینک بهار من و تو

با این نسیم سحرخیز، برخیز اگر جان سپردیم


در باغ میماند ای دوست گل یادگار من و تو

چون رود، امیدوارم، بیتابم و بیقرارم


من میروم سوی دریا جای قرار من و تو

برچسب: نویسنده: رضا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 10 فروردين 1399 ساعت: 20:46

صفحه بندی